بدون شک یکی از مهم ترین معضلات جوامع بشری تا کنون مسئله ایدز بوده است و متأسفانه علیرغم تلاشهای فراوان جهت جلوگیری از گسترش آن به طور کامل مهار نشده است. تحقیقات متعدد موید این نکته بوده که ایدز یک مسئله فراگیر و اجتماعی است و کنترل آن نیازمند برنامه ریزیهای دقیق علمی و همکاریهای همه جانبه نهادهای جامعه و افراد میباشد. بدیهی است که امروزه بهترین راه مبارزه با مشکل مذکور را پیشگیری از گسترش آن دانستهاند و بر همین اساس شناخت و بررسی خصوصیات افراد مبتلا به عنوان کانونهای عفونتزا حائز اهمیت میباشد. هدف اصلی تحقیق، بررسی وضعیت روانی و مذهبی افراد+ HIV بوده که از آن طریق اقدامات درمانی و پیشگیری از انتقال به سایرین مورد توجه قرار خواهد گرفت. با استفاده از روش تحقیق زمینه یابی تعداد 92 نفر که دارای+ HIVبوده (76نفر در ندامتگاه سنگ بست مشهد و 16 نفر در محیط بیرون از ندامتگاه) در مدت 2سال با استفاده از آزمون روان شناختی (SCL-90-R )، پرسشنامه نگرش سنج مذهبی (گلریز و براهنی، 1352)، پرسشنامه و سیاهه رفتاری ساخته شده براساس اعمال و دیدگاههای مذهبی و مصاحبه بالینی مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفتند. یافتههای به دست آمده براساس فرضیههای مطرح شده پس از تجزیه و تحلیل آماری حاکی از وجود میزان نسبتاً بالایی از سایکوپاتولوژی (85% آزمودنیها از انواع اختلالات و مشکلات روانی رنج میبردند) در افراد مورد مطالعه میباشد. علاوه بر این ارتباط معنیداری بین میزان سایکوپاتولوژی و وضعیت مذهبی (83%) به دست آمده است. همین گونه تغییراتی در وضعیت مذهبی آزمودنیها در طی مدت مطالعه مشاهده شد که نشان دهنده گسترش باورهای دینی و اعتقادی هم گام با سیر بیماری میباشد. با توجه به یافتههای تحقیق به نظر میرسد که افراد+ HIVدر سطح وسیعی نیاز به خدمات روان پزشکی و روان شناسی بالینی دارند. از طرفی با استفاده از درمانهای روان شناختی توأم با شیوههای مبتنی بر اعتقادات و باورهای مذهبی آلام روحی و روانی به طور موثرتری در افراد مبتلا کاهش یافته و زمینه جلوگیری از گسترش و انتقال ویروس به سایر افراد در آنها تقویت میشود. نتایج کلی تحقیق به تفضیل در اصل مقاله ارائه شده است.
بانک مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی
در این بخش میتوانید مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی را بر اساس عنوان، نویسندگان، موضوع، نوع مقاله و زبان مرور و جستجو کنید.
نتایج
فهرست مقالههای همایش
هر رکورد شامل عنوان، خلاصه، نویسندگان و مسیر ورود به صفحه داخلی همان مقاله است.
این مطالعه اثرات باورهای اسلامی را در بهداشت روانی در بین دانشجویان مذهبی در مقابل دانشجویان غیرمذهبی مقایسه مینماید. 420 دانشجو که به مرکز مشاوره دانشگاه بین سالهای 1993-1995 مراجعه نموده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنیها بر مبنای داشتن و نداشتن معیارهای تحقیق طبقهبندی شدند. عواملی نظیر سن، عدم وجود بیماری تهدیدکننده زندگی، عدم وجود مشاوره اخیر و بیماری روانی شدید در این طرح تحقیق در نظر گرفته شدند. دو مقیاس برای ارزیابی اعمال و عقاید اسلامی، انطباق روانی اجتماعی، تمایل به خودکشی و نگرانی بکار برده شد. آزمودنیها طی 8-6 جلسه 45 دقیقهای به مدت دو ماه تحت درمان قرار گرفتند. نتایج نشان داد که وجود میزان بالای باورها و اعمال اسلامی بطور متناقضی با تمایل بالا به خودکشی، نگرانی و افسردگی همراه بود اما با عدم انطباق روانی اجتماعی بالا نظیر تعارضات بین فردی یا مشکلات خانوادگی و زناشویی همراه نبود. نتایج همچنین نشان داد که باورهای مذهبی قوی بطور معناداری بهبودی سریعتری را در مقایسه با گروهی که باورهای ضعیف داشتند نشان دادند. این یافتهها اثرات باورهای اسلامی را در بهداشت روانی مسلمانان تأیید مینماید.
تأثیر ارزشها و عقایدمذهبی در سلامت روانی افراد در پژوهشهای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. در یک مطالعه جدید نشان داده شده که عقاید مذهبی قویتر باعث ایجاد یک اثر مثبت روانی میشود که در ارتقاء بهداشت روانی موثر است (کوئینگ و همکاران، 1998، لارسنوکوئینگ، 2000). همچنین اعتقادات مذهبی باعث افزایش سلامت افراد شده و رابطه مستقیمی بین مذهب و قدرت انطباق با محیط وجود دارد (کاتن و همکاران، 1998؛ ایسایا و همکاران، 1999) از سوی دیگر یافتههای گوناگونی در مورد ارتباط بین مذهب و طول مدت درمان اختلالات روانی گزارش شدهاند. در این مورد رازالی و همکاران (1998) با مطالعه طول مدت درمان بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب که دارای زمینه مذهبی قوی بودند، به این نتیجه رسیدند که این گروه سریعتر بهبود مییابند. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر ارزشهای مذهبی در طول مدت درمان بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بود. به همین منظور 50 بیمار مرد در دامنه سنی60-50 سال طی شش ماه با تشخیص اختلال افسردگی اساسی توسط روان پزشک براساس ملاک های DSM-IV از مرکز روان پزشکی شهید بهشتی کرمان انتخاب گردیدند. بیماران همگی تحت درمان ECT قرار گرفتند و پس از بهبودی توسط پرسشنامه بررسی ارزشهای آلپورت-ورنون- لیندزی ارزیابی شدند. براساس نتایج اجرای آزمون 20 نفر در گروه با«ارزشهای معنوی قوی» و 14 نفر در گروه « با ارزشهای مذهبی ضعیف» جایگزین شدند. در دو گروه پرسشنامه تجدید نظر شده افسردگی بک نیز اجرا گردید. تحلیل دادههای حاصل با استفاده از آزمون t نشان داد که گروه «باارزشهای مذهبی قوی» از لحاظ متوسط طول مدت درمان و میانگین نمرات BDI به طور معناداری پایینتر از گروه با ارزشهای مذهبی ضعیف بود (05/0=α). همچنین پژوهش حاضر نشان میدهد که در کل بیماران مورد مطالعه بین متغیرهای طول درمان و ارزشهای مذهبی همبستگی منفی و معناداری وجود دارد (01/0=α) با در نظرگرفتن یافتههای این تحقیق توجه به عقاید مذهبی بیماران روانی و تقویت آن خصوصاًدر بیماران افسرده میتواند در کاهش طول مدت درمان موثر باشد.
مقدمه واهداف: خداوند متعال از بندگانش خواسته است که همواره او را یاد کنند و ذکر او را به جای آورند. ذکر را میتوان نقطه شروع و سیر و سلوک به سوی قرب به پروردگار جهان دانست که بهترین نوع آن براساس آیات قرآن و احادیث، نماز میباشد. به طوری که در سوره طه آیه14 آمده است: «بدان که منم خدای یکتا، هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا به یگانگی بپرست و نماز را برای یاد ما به پادار. » قرآن کریم در بیش از 120 آیه در سورههای مختلف، درباره نماز، آداب، فضایل و اثرات آن نکات گوناگونی را متذکر شده که منجر به اثرات مثبت فراوان در نمازگزار میشود از جمله هدایت و ایمان، معرفت و شناخت، تشخیص مسیر صحیح زندگی: وسیله اجابت دعا کسب آرامش درانسان و سلامت بدن، صبر و دوری از صفات ناپسند و.. . است. بنابراین ضروری به نظر میرسید تا تأثیرات شگرف نماز را که 14 قرن پیش در کتاب آسمانی مسلمانان آمده به عینه بر روی نمازگزاران مورد بررسی قرار دهیم. روش پژوهش: در این پژوهش پرسشنامه هایی حاوی سوالات گوناگون درباره نماز و تأثیرات آن در اختیار 45 دانشجوی دختر و پسر با میانگین سنی 20 سال قرار گرفت. یافتههای پژوهش و نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تقریباً100% نمازگزاران معتقد بودند که پس از انجام این فریضه الهی به حالت سکون و آرامش روحی میرسند، سختیها و شداید زندگی را راحتتر تحمل کرده و نیروی مبارزه با مشکلات، امید و ایمان در آنها تقویت میگردد و در راه کسب فضایل و دوری از رذایل گام برمیدارند و به طور کلی به دستورات خداوند متعال که در جهت بهتر زندگی کردن انسان ارائه شده گردن مینهند که نهایتاً منجر به سلامت روانی و جسمی آدمی شده سلامت اجتماعی او تأمین میگردد و نهایتاً میتوان به آیه 28 سوره رعد استناد نمود: کسانی که به خدا ایمان آوردهاند، دل هایشان با یاد خدا آرامش میگیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دل هاست.
هدف از اجرای این پژوهش تعیین رابطه بین نگرش مذهبی، پاسخهای مقابله و سلامت روان بود که روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد اجرا گردید. تعداد کل دانشجویان این دانشگاه 1300 نفر بود که از بین آن ها200 نفر به صورت تصادفی انتخاب گردیدند، ابزار مورد استفاده در این پژوهش 4 نوع آزمون بود که عبارتندازالف) آزمون مقابله مذهبی «خودساخته» ب) آزمون سلامت عمومی GHQ-28 (گلدبرگ و هیلر، 1972). ج) آزمون نگرش سنج مذهب (گلریز و براهنی، 1353). د) آزمون پاسخهای مقابله (بیلینگز و موس، 1981). روش آماری مورد استفاده در این پژوهش ضریب همبستگی«پیرسون» و آزمون«خی دو» بود. نتایج به دست آمده نشان داد که رابطه معنیداری بین نگرش مذهبی با سن و جنس وجود دارد. امادر مورد متغیرهای رشته تحصیلی و وضعیت تأهل چنین رابطهای به دست نیامد. همبستگی بین نگرش مذهبی و سلامت روان در مقیاسهای افسردگی، کارکرداجتماعی، اضطراب و علائم جسمانی به ترتیب برابر بود با 65/0-63/0-70/0-64/0 که نشان از بالا بودن همبستگی نگرش مذهبی و سلامت روان دارد. در قسمت دیگری از این پژوهش همبستگی نگرش مذهبی و سلامت روان در آزمونهایی که نمرهGHQ در آنها بیشتر از 22 بود برابر با 42/0و در آن هایی که کمتر از 22بود برابر با71/0- به دست آمد که نشان میدهد افراد با نگرش مذهبی بیشتر از سلامت روانی بهتری برخوردارند د ر قسمت دیگری نمره آزمون نگرش سنج مذهب به سطوح مختلف از صفر تا 5 (پایثین ترین و بالاترین نمره در این آزمون) طبقهبندی گردید و همبستگی نگرش مذهبی با سلامت روانی در هر سطح مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه قابل تأملی که در این قسمت به دست آمد این بود که هر چه میزان نگرش مذهبی در فرد بیشتر میشد، همبستگی سلامت روان و نگرش مذهبی هم افزایش مییافت اما این همبستگی از سطح معینی به بعد (نمره 75/3 به بالا) نتیجه معکوس داد و هیچ گونه همبستگی بین نگرش مذهبی و سلامت روان به دست نیامد. همچنین در قسمت دیگری از این پژوهش همبستگی بین نگرش مذهبی و پاسخهای مقابله مورد بررسی قرار گرفت. همبستگی به دست آمده از این رابطه برابر76/0 به دست آمده از تعداد کل آزمودنیها 65% در مقابل استرسهای شدید از مقابله مذهبی35% از مقابله غیر مذهبی استفاده کرده بودند بیشترین مقابله مذهبی مورداستفاده آزمودنیها توکل و استعانت از خداوند و کمترین آن طلب مغفرت از خداوند بود. نهایتاً این که آزمودنی هاییکه نگرش مذهبی در آنها بیشتر بود از شیوه مقابله متمرکز برهیجان نسبت به شیوه مقابله متمرکز بر مسئله بیشتر استفاده کرده بودند. اما این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (لازم به ذکر است به دلیل این که آزمون GHQ در جهت عدم سلامتی است بنابراین همبستگی بین نگرش مذهبی در آزمون مذکور منفی و معکوس خواهد بود یعنی هر چه باورهای مذهبی در فرد بیشتر باشد نمره او در آزمون GHQ کمتر و هر چه باورهای مذهبی در فرد کمتر باشد نمره او در آزمون GHQ بیشتر خواهد بود به همین دلیل است که همبستگی به دست آمده در این پژوهش منفی است. )
آزمون معبد دارای 25 ماده است که عمل به باورهای دینی را اندازه میگیرد. مواد آزمون در چهار حوزه عمل به واجبات عمل به مستحبات، فعالیتهای مذهبی (عضویت در گروههای مذهبی و.. . ) و در نظر گرفتن مذهب در تصمیم گیریها و انتخابهای زندگی قرار دارد. سوالات آزمون با توجه به رفتارهای دینی رایج در جوانان متدین به اسلام انتخاب شده است. هر سوال پنج گزینه دارد که از صفر تا چهار نمرهگذاری میشود. بدین ترتیب کمترین نمره کل صفر به معنی عمل نکردن به هیچ یک از باورهای دینی و بیشترین نمره صد (100) نشان دهنده عمل به همه باورهای دینی به حساب میآید. آزمون معبد با 894 دانشجو (621 دختر و 273پسر) و53 جوان زندانی (25دختر و 28پسر) جمعاً 947 نفراجرا شده است. برای بدست آوردن ویژگیهای روان سنجی آزمون و نیز رابطه عمل به باورهای دینی با ویژگیهای شخصیت و سلامت روان، فرم 90 سوالی آزمون EPQ، پرسشنامه SCL-90 و چک لیست بهداشت روانی MHC (پرآمووکومار، 1992) نیز با مطالعه آزمون معبد به آزمودنیها داده شده است. نتایج: الف) ویژگیهای روان سنجی - پایایی (Reliability) * از طریق باز آزمایی (Retest) 76% * از طریق دو نیمه کردن (Split) 91% ضریب α کرونباخ 94% - اعتبار (Validity) آزمون دارای اعتبار محتوا (صوری و منطقی) بالاست، اعتبار وابسته به ملاک آن از طریق مقایسه افراد مذهبی و غیر مذهبی (دستهبندی همسالان، دستهبندی مربیان و تفاوت نمرههای رندانیان با جوانان مذهبی) با ضریب اعتبار 84%-78% و اعتبار سازه (تفاوت ویژگیهای شخصیتی در آزمونEPQ با توجه به پژوهشهای انجام شده در این زمینه (P
هدف از این تحقیق بررسی میزان ارزش مذهبی در گروهی از بیماران روانی در مقایسه با افراد غیر بیمار است. ارزش مذهبی همراه با سایر ارزشهای شش گانه توسط تست (مطالعه ارزشهای آلپرت، ورنن و لیندزی) مورد ارزیابی قرار میگیرد. این ارزشها علاوه بر ارزش مذهبی عبارتند از: ارزش هنری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری. برای انجام این پژوهش 62 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات روانی مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بقیه ا.. (عج) (با میانگین سنی93/26، و 69/6=SD) و 50 نفراز کارکنان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا... (عج) به طور تصادفی (با میانگین سنی52/26، و 7/5=SD) به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. دامنه سنی کل آزمودنیها از 17 تا 39 سال و میانگین سنی کل آزمودنیها 75/26 (24/6=SD) بود. ابزار مورد استفاده شامل تست ارزشهای آلپرت، ورنن و لیندزی و پرسشنامه 90 جملهای SCL-90-R بود. با مقایسه نمرات به دست آمده از اجرای ابزار فوق در دو گروه و محاسبه ضریب همبستگی بین ارزش مذهبی و نمرات اضطراب و افسردگی نتایج ذیل حاصل گردید: 1- ارزش مذهبی در بین بیماران اعصاب و روان کمتر از افراد گروه کنترل بود و این تفاوت معنیدار بود. 2- ضریب همبستگی اضطراب و افسردگی با میزان ارزش مذهبی در آزمونهای مورد بررسی منفی و معنیدار بود.
مقدمه: استفاده از تکنیکهای جراحی ( (Surgery در حیطه علوم پزشکی یکی از شایع ترین، دقیق ترین و پیچیده ترین روشهای درمانی است و به لحاظ ماهیت روش و برداشت و نگرشهای مردم معمولاً برای بیماران اضطراب زاست. عوامل متعددی با این نوع اضطراب (Anxiety) مربوط میشود که شناسایی و رفع عوامل تشدید اضطراب و تقویت عوامل ایجاد آرامش، میتواند به کیفیت مطلوب پیامدهای عمل کمک نماید. ایمان و اعتقادات مذهبی به عنوان یکی از بهترین راه حلهای مقابله با فشارهای محیطی و آرامش، همواره مطرح بوده است. با توجه به ریشهدار بودن اعتقادات نظری وعملی در جامعه اسلامی، بررسی تعیین رابطه بین اعتقادات مذهبی (Religious Beliefs) و اضطراب قبل از عمل جراحی ضروری به نظر میرسد. روشها: پژوهش حاضر از نوع مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه آماری پژوهش بخشهای مختلف جراحی بیمارستان الزهرای اصفهان بوده است. نمونه مورد مطالعه این تحقیق شامل 148 نفر از بیمارانی بودهاند که در نوبت جراحی به سر میبردهاند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه اعتقادات مذهبی و همچنین تست اضطراب همیلتون ( (HRSD بود. حجم نمونه براساس آمار تعیین حجم نمونه براساس محاسبه از روی مطالعه مقدماتی (Pilot) در نظر گرفته شد. نتایج: با توجه به یافتههای پژوهش بین اعتقادات مذهبی و اضطراب قبل از عمل جراحی رابطه معنیداری وجود دارد (05/0>P). نتایج به دست آمده از پژوهش اشاره بر این دارد که اضطراب زنان بیشتر از مردان بوده و بین اضطراب و جنس رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین اضطراب در گروه سنی 60-41 سال از گروه سنی40-15 بیشتر بوده است. اما نمیتوان رابطه معنیداری را بین سن و اضطراب مطرح نمود. اضطراب در افراد تحصیل کرده بیشتر از افراد بی سواد بوده بین تحصیلات و اضطراب رابطه مستقیم وجود دارد. بحث: یافتههای مطالعه حاضر تکمیل کننده و تأیید کننده مطالعات قبلی در خصوص جایگاه و تأثیر مذهب در سلامت و بهداشت روانی است. با عنایت به یافتههای پژوهش در خصوص وجود رابطه معنیداری بین اعتقادات مذهبی و اضطراب قبل از عمل جراحی، توجه بیشتر و استفاده از راهبردهای مداخلهای مناسب حائز اهمیت و سودمندی خواهد بود.