نمونه آماری پژوهش را 1895 دانشآموز (957 پسر، 938 دختر) دوره متوسطه شهر و روستاهای استان مازندران تشکیل میدهد. آزمودنیها با روش نمونهگیری تصادفی گزینش شدند سپس 49 نفر در گروه یک (فاقد رفتارهای مذهبی) تقسیم شدند. اطلاعات با استفاده از دو پرسشنامه معیار و ملاک اخلاقی و رفتار مذهبی دانشآموز و پرسشنامه مشخصات و عوامل موثر خانوادگی که در شکلگیری رفتارهای مذهبی بوده است. هدف پژوهش: بررسی نقش عوامل خانوادگی در شکلگیری رفتارهای مذهبی دانشآموزان دوره متوسطه استان مازندران است. نتایج تحقیق نشان داد: بسیاری از عوامل خانوادگی مانند: تحصیلات والدین شغل پدر موقعیت جغرافیایی محل سکونت جو عاطفی خانوادگی چگونگی کنترل رفت و آمد فرزندان توسط والدین میزان پایبندی والدین به انجام فرایض مذهبی اعتماد و اعتقاد به اعمال والدین در انجام فرایض دینی تلاش برای تأمین نیازهای فرزندان و میزان اطلاعات والدین از مسائل دینی و مذهبی میزان تشویق والدین جهت اجرای فرایض دینی رفت و آمد خانواده با افراد مذهبی نوع دیدگاه دانشآموز نسبت به مذهبی بودن خانواده در شکلگیری رفتارهای مذهبی در دانشآموزان دوره متوسطه استان مازندران موثر هستند.
بانک مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی
در این بخش میتوانید مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی را بر اساس عنوان، نویسندگان، موضوع، نوع مقاله و زبان مرور و جستجو کنید.
نتایج
فهرست مقالههای همایش
هر رکورد شامل عنوان، خلاصه، نویسندگان و مسیر ورود به صفحه داخلی همان مقاله است.
مقدمه: استفاده از تکنیکهای جراحی ( (Surgery در حیطه علوم پزشکی یکی از شایع ترین، دقیق ترین و پیچیده ترین روشهای درمانی است و به لحاظ ماهیت روش و برداشت و نگرشهای مردم معمولاً برای بیماران اضطراب زاست. عوامل متعددی با این نوع اضطراب (Anxiety) مربوط میشود که شناسایی و رفع عوامل تشدید اضطراب و تقویت عوامل ایجاد آرامش، میتواند به کیفیت مطلوب پیامدهای عمل کمک نماید. ایمان و اعتقادات مذهبی به عنوان یکی از بهترین راه حلهای مقابله با فشارهای محیطی و آرامش، همواره مطرح بوده است. با توجه به ریشهدار بودن اعتقادات نظری وعملی در جامعه اسلامی، بررسی تعیین رابطه بین اعتقادات مذهبی (Religious Beliefs) و اضطراب قبل از عمل جراحی ضروری به نظر میرسد. روشها: پژوهش حاضر از نوع مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه آماری پژوهش بخشهای مختلف جراحی بیمارستان الزهرای اصفهان بوده است. نمونه مورد مطالعه این تحقیق شامل 148 نفر از بیمارانی بودهاند که در نوبت جراحی به سر میبردهاند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه اعتقادات مذهبی و همچنین تست اضطراب همیلتون ( (HRSD بود. حجم نمونه براساس آمار تعیین حجم نمونه براساس محاسبه از روی مطالعه مقدماتی (Pilot) در نظر گرفته شد. نتایج: با توجه به یافتههای پژوهش بین اعتقادات مذهبی و اضطراب قبل از عمل جراحی رابطه معنیداری وجود دارد (05/0>P). نتایج به دست آمده از پژوهش اشاره بر این دارد که اضطراب زنان بیشتر از مردان بوده و بین اضطراب و جنس رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین اضطراب در گروه سنی 60-41 سال از گروه سنی40-15 بیشتر بوده است. اما نمیتوان رابطه معنیداری را بین سن و اضطراب مطرح نمود. اضطراب در افراد تحصیل کرده بیشتر از افراد بی سواد بوده بین تحصیلات و اضطراب رابطه مستقیم وجود دارد. بحث: یافتههای مطالعه حاضر تکمیل کننده و تأیید کننده مطالعات قبلی در خصوص جایگاه و تأثیر مذهب در سلامت و بهداشت روانی است. با عنایت به یافتههای پژوهش در خصوص وجود رابطه معنیداری بین اعتقادات مذهبی و اضطراب قبل از عمل جراحی، توجه بیشتر و استفاده از راهبردهای مداخلهای مناسب حائز اهمیت و سودمندی خواهد بود.
اساساً درمان استرس پس از سانحه آسان میباشد و آزادانه توسط فرد قابل اعتماد که میداند چگونه به سوالات صحیح پاسخ دهد و شنونده خوبی باشد در دسترس میباشد. در کشورهای اسلامی که مذهب در کل زندگی نفوذ دارد ایمان و مسائل روحی سهم عمدهای در کاهش ناراحتیهای روانی افراد با ویژگی استرس پس از سانحه (P.T.S) دارد. یک مسلمان تحت هر شرایط اجتماعی، روانی و فیزیکی به خداوند معتقد است. بر مبنای این ایمان غیر قابل تزلزل به خدا درمان کامل مسلمان با استرس پس از سانحه اجرا شد. مذهب و روانپزشکی میتوانند و بایستی مشارکتشان را در یاری به افراد با استرس پس از سانحه برای زندگی طبیعی، با نشاط و ارزشمند افزایش دهند.
مقدمه: علیرغم وجود گزارشات موردی فراوان از نقش فعالیتهای مذهبی در بهداشت روانی، مطالعات کنترل شده در این زمینه بسیار اندکاند. بنابراین برای پاسخ به این پرسش که آیا فعالیتهای مذهبی میتوانند از افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد در دانشجویان پیشگیری کنند اقدام به یک مطالعه کنترل شده نمودیم. اهداف: اهداف ماعبارت بودند از مطالعه میزان انجام فعالیتهای مذهبی در دانشجویان مورد مطالعه و جستجوی وجود رابطه بین فعالیتهای مذهبی و میزان افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد در آن ها. روش پژوهش: تعداد 250 نفر از دانشجویان رشتههای مختلف در دانشگاههای مختلف شهر سبزوار که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند حجم نمونه این تحقیق بودند کلیه دانشجویان، پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب حالتی-صفتی اشپیل برگر را برای سنجش افسردگی و اضطراب و پرسشنامه سبک زندگی بالدی را که شامل زیر آزمون فعالیتهای مذهبی و زیر آزمون مواد است همراه با پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و تحصیلی پر نمودند. نتایج: تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای مجذور خی و t-test نشان داد که هر چه میزان وقت صرف شده جهت فعالیتهای مذهبی بیشتر باشد، افسردگی، اضطراب حالتی، اضطراب صفتی و احتمال سوء مصرف مواد کاهش مییابد (05/0>P).
تأثیر ارزشها و عقایدمذهبی در سلامت روانی افراد در پژوهشهای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. در یک مطالعه جدید نشان داده شده که عقاید مذهبی قویتر باعث ایجاد یک اثر مثبت روانی میشود که در ارتقاء بهداشت روانی موثر است (کوئینگ و همکاران، 1998، لارسنوکوئینگ، 2000). همچنین اعتقادات مذهبی باعث افزایش سلامت افراد شده و رابطه مستقیمی بین مذهب و قدرت انطباق با محیط وجود دارد (کاتن و همکاران، 1998؛ ایسایا و همکاران، 1999) از سوی دیگر یافتههای گوناگونی در مورد ارتباط بین مذهب و طول مدت درمان اختلالات روانی گزارش شدهاند. در این مورد رازالی و همکاران (1998) با مطالعه طول مدت درمان بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب که دارای زمینه مذهبی قوی بودند، به این نتیجه رسیدند که این گروه سریعتر بهبود مییابند. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر ارزشهای مذهبی در طول مدت درمان بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بود. به همین منظور 50 بیمار مرد در دامنه سنی60-50 سال طی شش ماه با تشخیص اختلال افسردگی اساسی توسط روان پزشک براساس ملاک های DSM-IV از مرکز روان پزشکی شهید بهشتی کرمان انتخاب گردیدند. بیماران همگی تحت درمان ECT قرار گرفتند و پس از بهبودی توسط پرسشنامه بررسی ارزشهای آلپورت-ورنون- لیندزی ارزیابی شدند. براساس نتایج اجرای آزمون 20 نفر در گروه با«ارزشهای معنوی قوی» و 14 نفر در گروه « با ارزشهای مذهبی ضعیف» جایگزین شدند. در دو گروه پرسشنامه تجدید نظر شده افسردگی بک نیز اجرا گردید. تحلیل دادههای حاصل با استفاده از آزمون t نشان داد که گروه «باارزشهای مذهبی قوی» از لحاظ متوسط طول مدت درمان و میانگین نمرات BDI به طور معناداری پایینتر از گروه با ارزشهای مذهبی ضعیف بود (05/0=α). همچنین پژوهش حاضر نشان میدهد که در کل بیماران مورد مطالعه بین متغیرهای طول درمان و ارزشهای مذهبی همبستگی منفی و معناداری وجود دارد (01/0=α) با در نظرگرفتن یافتههای این تحقیق توجه به عقاید مذهبی بیماران روانی و تقویت آن خصوصاًدر بیماران افسرده میتواند در کاهش طول مدت درمان موثر باشد.
این مطالعه اثرات باورهای اسلامی را در بهداشت روانی در بین دانشجویان مذهبی در مقابل دانشجویان غیرمذهبی مقایسه مینماید. 420 دانشجو که به مرکز مشاوره دانشگاه بین سالهای 1993-1995 مراجعه نموده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنیها بر مبنای داشتن و نداشتن معیارهای تحقیق طبقهبندی شدند. عواملی نظیر سن، عدم وجود بیماری تهدیدکننده زندگی، عدم وجود مشاوره اخیر و بیماری روانی شدید در این طرح تحقیق در نظر گرفته شدند. دو مقیاس برای ارزیابی اعمال و عقاید اسلامی، انطباق روانی اجتماعی، تمایل به خودکشی و نگرانی بکار برده شد. آزمودنیها طی 8-6 جلسه 45 دقیقهای به مدت دو ماه تحت درمان قرار گرفتند. نتایج نشان داد که وجود میزان بالای باورها و اعمال اسلامی بطور متناقضی با تمایل بالا به خودکشی، نگرانی و افسردگی همراه بود اما با عدم انطباق روانی اجتماعی بالا نظیر تعارضات بین فردی یا مشکلات خانوادگی و زناشویی همراه نبود. نتایج همچنین نشان داد که باورهای مذهبی قوی بطور معناداری بهبودی سریعتری را در مقایسه با گروهی که باورهای ضعیف داشتند نشان دادند. این یافتهها اثرات باورهای اسلامی را در بهداشت روانی مسلمانان تأیید مینماید.
مقدمه: بارداری و شیردهی فیضی است خدادادی که یکی از لذت بخش ترین دورانهای زندگی یک زن محسوب میگردد. در این میان آئین حیات بخش اسلام، دستورات و توصیههای ارزش مندی برای زنان باردار و شیرده، به جهت داشتن نسلی سالم با تمام ابعادجسمی، روانی و اجتماعی صادر نموده است. هدف: تعیین میزان آگاهی و نگرش زنان باردار نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری و شیردهی. نوع پژوهش: این پژوهش از نوع زمینهای بود. دادهها از طریق خود گزارش دهی توسط پرسشنامهای طی 25 روز از ساعت 8 الی 12 ظهر با مراجعه به محیط پژوهش جمعآوری شد. پرسشنامه، ضمن آموزش نحوه تکمیل در اختیار واحدها قرار گرفت و پس از تکمیل، همان روز جمع آوری گشت. نمونه پژوهش: 300زن باردار از جامعه پژوهش به روش نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. محیط پژوهش: واحدهای مراقبت بارداری 6 مرکز منتخب از مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، شهر تهران میباشد. نتایج: نمونههای مورد پژوهش از نظر سطح آگاهی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری، 6/20 درصد در طبقه خوب، 7/64 درصد در طبقه متوسط و 7 /14 درصد در طبقه ضعیف قرار گرفتند. در مورد میزان آگاهی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران شیردهی، 3/6 درصد از واحدهای مورد پژوهش از آگاهی خوب، 77 درصد از آگاهی متوسط و7 /16 درصد از آگاهی ضعیف برخوردار بودند. از نظر نوع نگرش3/68 درصد واحدها از نگرش مثبت و 7/31 درصد از نگرش منفی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری برخوردار بودند. در ارتباط با نوع نگرش نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران شیردهی، 64 درصد واحدها دارای نگرش مثبت و 36 درصد دارای نگرش منفی بودند. در ضمن هیچ ارتباطی بین آگاهی و نگرش زنان باردارنسبت به تعالیم بهداشتی اسلام چه در دوران بارداری و چه در دوران شیردهی دیده نشد. بحث: اکثریت واحدهای مورد پژوهش نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری و شیردهی از آگاهی متوسطی برخوردار بودند و بیش از60 درصد واحدها نگرش مثبتی نسبت به این تعالیم داشتند. بر همین اساس پیشنهاد شده است که با نشر جزوه، مجله، کتاب و همین طور اطلاع رسانی توسط رسانههای گروهی، برگزاری و بهرهگیری از کلاسهای آموزش خانواده در این زمینه، از این تعالیم ارزشمند جهت ارتقاء سطح آگاهی زنان بهره گرفته شود. انجام چنین پژوهشی با ابعاد وسیعتر بر روی گروههای مختلف جامعه، همچنین تأثیر این تعالیم بر جوانب مختلف زندگی برای پژوهشگرانی که علاقه مند به تحقیق هستند پیشنهاد میشود.
مقدمه: تشخیص سرطان مرحلهای بحرانی در زندگی فرد است. در طول این بحران فشارهای متعدد روانی- اجتماعی و جسمی گریبانگیر فرد میشود و او برای مقابله با بحران ناشی از سرطان به ساختارها یا مکانیسمهای دفاعی پناه میبرد. به همین دلیل بیماران جهت سازگاری با شناخت سرطان، به مذهب به عنوان یک منبع حمایتی مینگرند، اعمال مذهبی را با دقت و شدت بیشتری انجام میدهند و به دین- فطرت- خود باز میگردند. زیرا مذهب بر فعالیتهای مقابلهای از طریق تجهیز افراد به گنجینهای از شیوههای مقابلهای تأثیر میگذارد. هدف: در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی استراتژیهای مقابله مذهبی، نگرش-مذهبی و مهارتهای مقابلهای در بیماران سرطانی و بیماران قابل علاج است. روش پژوهش: پژوهش از نوع مقطعی-مورد شاهدی و تحلیلی میباشد. که بر روی بیماران بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران انجام گرفت. برای انجام پژوهش، ابتدا پایایی آزمون مقابله مذهبی مورد بررسی قرار گرفت. سپس به 50 نفر (25 نفر زن و 25 نفر مرد) ازبیماران سرطانی و50 نفر (25 نفر زن و 25 نفر مرد) از بیماران مبتلا به بیماری قابل علاج-به عنوان گروه کنترل- پرسشنامههای مقابله مذهب، نگرش سنج مذهبی و مهارتهای مقابلهای تحویل داده شد. نتایج و بحث در نتایج: سن بیماران مورد مطالعه 50-20 سال میباشد که میانگین سن کل جمعیت بیماران مبتلا به سرطان و بیماران مبتلا به بیماری قابل علاج به ترتیب 30 و 32 سال است. بیشتر فراوانی را گروه 30 سال دارد. تفاوت معنیداری بین گروههای مورد مقایسه از نظر سن مشاهده نمیشود. میزان تحصیلات بیماران دیپلم و مقاطع بالاتر از دیپلم میباشد. بیشترین سطح تحصیلات را دیپلم تشکیل میداد. مدت ابتلا به بیماری غیر قابل علاج از 1 تا 5 سال متغیر بود همچنین 74% بیماران سرطانی از تشخیص بیماری خود اطلاع داشتند، 6% نیز به طور مشکوک تشخیص خود را بیان میکردند. نتایج نشان داد که افراد مبتلا به سرطان در مقایسه با افراد مبتلا به بیماری قابل علاج نمره بالاتری در مقابله مذهبی به دست آوردند P. Value (001/0=P). به عبارت دیگر ایمان بیرونی بیماران سرطانی بیشتر است. در مقایسه درون گروهی آزمون مقابله مذهبی، مشخص شد که مقابله مذهبی مردان و زنان مبتلا به سرطان به ترتیب بیشتر از مقابله مذهبی مردان و زنان مبتلا به بیماری قابل علاج است. در زمینه نگرش مذهبی بیان گردید که بیماران سرطانی نمره بالاتری نسبت به گروه کنترل به دست آوردند و مذهب درونی بیماران سرطانی در سطح بالاتری قرار دارد (001/0=P). در مقایسه درون گروهی در نگرش مذهبی نتیجه گرفته شد که نگرش مذهبی مردان مبتلا به سرطان بالاتر از مردان مبتلا به بیماری قابل علاج است (001/0=P). ولی نگرش مذهبی زنان مبتلا به سرطان، برابر زنان گروه کنترل است و از این نظر با هم تفاوتی ندارند (1/0=P). در زمینه به کارگیری راهبردهای مهارتهای مقابلهای، نتایج نشان داد که در افراد مبتلا به بیماری غیر قابل علاج در مقایسه با گروه کنترل، مقابله متمرکز بر فعالیت آسیب دیده است. به علاوه در مقابسه دو گروه در راهبردهای مقابلهای مشاهده شد که دو گروه به شیوهای یکسان از مقابله متمرکز بر هیجان، استفاده نموده و تفاوت معنیداری ندارند. میزان به کارگیری مهارتهای مقابلهای کمتر مفید یاغیر موثر دو گروه در حد یکسانی قرار دارد. همچنین معلوم شد که تفاوت معنیداری بین مقابله مذهبی و نگرش مذهبی بیماران غیر قابل علاج که از بیماریشان آگاهی دارند و بیماران غیرقابل علاج که از بیماریشان آگاهی ندارند وجود ندارد. راهکار: باید به این امر توجه شود که افراد در شرایط استرسزا اعمال مذهبی را با شدت بیشتری انجام میدهند زیرا تجارب معنوی شرایط استرسزای غیر قابل کنترل را بر روی فرد خنثی میکند و تطابق فرد را با بیماریش تعدیل نماید.