در مدرسه برنامههای پرورشی و آموزشی متنوع و گستردهای به اجرا گذاشته میشود. از برنامههای مهم و اولویتدار کشور اسلامیمان، برگزاری مراسم و اجرای فعالیتهای مختلف دینی و مذهبی است. این فعالیتها به منظور دستیابی به اهداف مختلفی صورت میپذیرد که میتواند کارکردهای گوناگونی نیز داشته باشد. در همین ارتباط یک سوال اساسی مطرح است، آیا مشارکت در این فعالیتها میتواند در بهبود و ارتقاء سلامت عمومی و روانی دانشآموزان تأثیر مثبت داشته باشد؟ لذا هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سلامت روانی و عمومی دانشآموزانی بود که در فعالیتها و مراسمهای مختلف دینی و مذهبی مدسه مشارکت دارند، در مقایسه با آنانی که مشارکت نمیکنند. پژوهش حاضر نوعی مطالعه مقطعی بود. جامعه آماری را کلیه دانشآموزان شاغل به تحصیل در دبیرستانهای دخترانه و پسرانه شهرستان میاندوآب در سال تحصیلی 86-1385 تشکیل میداد. 500 دانشآموز دختر و پسر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای برای پژوهش انتخاب شدند. به منظور اندازهگیری سلامت روانی دانشآموزان از پرسشنامه سلامت عمومی، فرم 28 سوالی استفاده شد. دادهاه با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. خلاصه یافتههای پژوهش به شرح زیر بود: سلامت روانی دانشآموزانی که در فعالیتهای مذهبی مدرسه مشارکت فعال دارند در مقایسه با دانشآموزانی که مشارکت ندارند، بیشتربود؛ میانگین نمرات درسی دانشآموزان شرکتکننده در فعالیتهای مذهبی مدرسه بیشتر از دانشآموزانی بود که شرکت نمیکردند؛ بین سلامت روانی دانشآموزان دختر و پسر تفاوتی وجود نداشت؛ میزان غیبت از مدرسه در دانشآموزانی که در فعالیتهای مذهبی مدرسه مشارکت فعال داشتند، در مقایسه با دانشآموزانی که مشارکت نداشتند کمتر بود؛ میانگین نمره انضباطی دانشآموزانی که در فعالیتهای مذهبی مدسه مشارکت داشتند، بیشتر از دانشآموزانی بود که مشارکت نداشتند. براساس یافتههای تحقیق پیشنهاد میگردد: خانوادهها به منظور افزایش سطح سلامت عمومی، موفقیت درسی، بهبود وضعیت انضباطی فرزندان خود، آنان را برای مشارکت در فعالیتهای مذهبی مدرسه ترغیب و تشویق نمایند؛ دانشآموزان برای بهبود وضعیت سلامت روانی و موفقیت درسی و انضباطی خود به عنوان یکی از راههای موثر، میتوانند در فعالیتهای مذهبی مدرسه مشارکت فعال داشته باشند؛ آموزش و پرورش برای مشارکت گسترده دانشآموزان در فعالیتهای مذهبی مدارس به منظور ارقتاء سلامت روانی دانشآموزان، لازم است شرایط مناسب (فرصتها، جذابیت در فعالیتها، امکانات لازم و ...) را فراهم نماید.
بانک مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی
در این بخش میتوانید مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی را بر اساس عنوان، نویسندگان، موضوع، نوع مقاله و زبان مرور و جستجو کنید.
نتایج
فهرست مقالههای همایش
هر رکورد شامل عنوان، خلاصه، نویسندگان و مسیر ورود به صفحه داخلی همان مقاله است.
این تحقیق این سوال را مورد بررسی قرار میدهد که آیا حفظ قرآن در کودکی توانایی حافظه آزمودنیها را بعداً متأثر میسازد. نتایج مطالعه مقدماتی قطعی نبود. تفاوت معنیداری میان گروه کنترل و گروه آزمایش مشاهده نشد. با وجود این جایگاههای زیادی جهت مطالعات بعدی وجود داشت.شواهد حاکی از آن است که افرادیکه بخشهایی از قرآن را در کودکی حفظ نمودهاند توانایی بیشتری برای نگهداری اطلاعات در مراحل بعدی زندگی دارند. این امر احتمالاً مربوط به ایجاد ارتباطات سیناپسی در مغز طی دورههای اولیه رشد شناختی کودک میباشد. عمل سنتی مسلمانان بر یادگیری قرآن از طریق شنیداری برای کودکان فوائد مذهبی و روحانی دارد و هم چنین ممکن است فوائد روانشناختی نیز داشته باشد.
بدون شک یکی از مهم ترین معضلات جوامع بشری تا کنون مسئله ایدز بوده است و متأسفانه علیرغم تلاشهای فراوان جهت جلوگیری از گسترش آن به طور کامل مهار نشده است. تحقیقات متعدد موید این نکته بوده که ایدز یک مسئله فراگیر و اجتماعی است و کنترل آن نیازمند برنامه ریزیهای دقیق علمی و همکاریهای همه جانبه نهادهای جامعه و افراد میباشد. بدیهی است که امروزه بهترین راه مبارزه با مشکل مذکور را پیشگیری از گسترش آن دانستهاند و بر همین اساس شناخت و بررسی خصوصیات افراد مبتلا به عنوان کانونهای عفونتزا حائز اهمیت میباشد. هدف اصلی تحقیق، بررسی وضعیت روانی و مذهبی افراد+ HIV بوده که از آن طریق اقدامات درمانی و پیشگیری از انتقال به سایرین مورد توجه قرار خواهد گرفت. با استفاده از روش تحقیق زمینه یابی تعداد 92 نفر که دارای+ HIVبوده (76نفر در ندامتگاه سنگ بست مشهد و 16 نفر در محیط بیرون از ندامتگاه) در مدت 2سال با استفاده از آزمون روان شناختی (SCL-90-R )، پرسشنامه نگرش سنج مذهبی (گلریز و براهنی، 1352)، پرسشنامه و سیاهه رفتاری ساخته شده براساس اعمال و دیدگاههای مذهبی و مصاحبه بالینی مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفتند. یافتههای به دست آمده براساس فرضیههای مطرح شده پس از تجزیه و تحلیل آماری حاکی از وجود میزان نسبتاً بالایی از سایکوپاتولوژی (85% آزمودنیها از انواع اختلالات و مشکلات روانی رنج میبردند) در افراد مورد مطالعه میباشد. علاوه بر این ارتباط معنیداری بین میزان سایکوپاتولوژی و وضعیت مذهبی (83%) به دست آمده است. همین گونه تغییراتی در وضعیت مذهبی آزمودنیها در طی مدت مطالعه مشاهده شد که نشان دهنده گسترش باورهای دینی و اعتقادی هم گام با سیر بیماری میباشد. با توجه به یافتههای تحقیق به نظر میرسد که افراد+ HIVدر سطح وسیعی نیاز به خدمات روان پزشکی و روان شناسی بالینی دارند. از طرفی با استفاده از درمانهای روان شناختی توأم با شیوههای مبتنی بر اعتقادات و باورهای مذهبی آلام روحی و روانی به طور موثرتری در افراد مبتلا کاهش یافته و زمینه جلوگیری از گسترش و انتقال ویروس به سایر افراد در آنها تقویت میشود. نتایج کلی تحقیق به تفضیل در اصل مقاله ارائه شده است.
مقدمه: بارداری و شیردهی فیضی است خدادادی که یکی از لذت بخش ترین دورانهای زندگی یک زن محسوب میگردد. در این میان آئین حیات بخش اسلام، دستورات و توصیههای ارزش مندی برای زنان باردار و شیرده، به جهت داشتن نسلی سالم با تمام ابعادجسمی، روانی و اجتماعی صادر نموده است. هدف: تعیین میزان آگاهی و نگرش زنان باردار نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری و شیردهی. نوع پژوهش: این پژوهش از نوع زمینهای بود. دادهها از طریق خود گزارش دهی توسط پرسشنامهای طی 25 روز از ساعت 8 الی 12 ظهر با مراجعه به محیط پژوهش جمعآوری شد. پرسشنامه، ضمن آموزش نحوه تکمیل در اختیار واحدها قرار گرفت و پس از تکمیل، همان روز جمع آوری گشت. نمونه پژوهش: 300زن باردار از جامعه پژوهش به روش نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. محیط پژوهش: واحدهای مراقبت بارداری 6 مرکز منتخب از مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، شهر تهران میباشد. نتایج: نمونههای مورد پژوهش از نظر سطح آگاهی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری، 6/20 درصد در طبقه خوب، 7/64 درصد در طبقه متوسط و 7 /14 درصد در طبقه ضعیف قرار گرفتند. در مورد میزان آگاهی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران شیردهی، 3/6 درصد از واحدهای مورد پژوهش از آگاهی خوب، 77 درصد از آگاهی متوسط و7 /16 درصد از آگاهی ضعیف برخوردار بودند. از نظر نوع نگرش3/68 درصد واحدها از نگرش مثبت و 7/31 درصد از نگرش منفی نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری برخوردار بودند. در ارتباط با نوع نگرش نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران شیردهی، 64 درصد واحدها دارای نگرش مثبت و 36 درصد دارای نگرش منفی بودند. در ضمن هیچ ارتباطی بین آگاهی و نگرش زنان باردارنسبت به تعالیم بهداشتی اسلام چه در دوران بارداری و چه در دوران شیردهی دیده نشد. بحث: اکثریت واحدهای مورد پژوهش نسبت به تعالیم بهداشتی اسلام در دوران بارداری و شیردهی از آگاهی متوسطی برخوردار بودند و بیش از60 درصد واحدها نگرش مثبتی نسبت به این تعالیم داشتند. بر همین اساس پیشنهاد شده است که با نشر جزوه، مجله، کتاب و همین طور اطلاع رسانی توسط رسانههای گروهی، برگزاری و بهرهگیری از کلاسهای آموزش خانواده در این زمینه، از این تعالیم ارزشمند جهت ارتقاء سطح آگاهی زنان بهره گرفته شود. انجام چنین پژوهشی با ابعاد وسیعتر بر روی گروههای مختلف جامعه، همچنین تأثیر این تعالیم بر جوانب مختلف زندگی برای پژوهشگرانی که علاقه مند به تحقیق هستند پیشنهاد میشود.
بررسی میزان افسردگی و رابطه آن با نگرش مذهبی در دانشجویان دانشکده پرستاری و مامائی و بهداشت بندرعباس
این مطالعه با هدف تعیین میزان افسردگی و ارتباط آن با نگرش مذهبی در دانشجویان دانشکده پرستاری و مامائی و بهداشت بندرعباس انجام شد. روش مطالعه مقطعی است. 299 نفر دانشجو که به شکل نمونهگیری آسان، انتخاب شده بودند توسط آزمون افسردگی بک، و آزمون جهتگیری مذهبی آلپورت مورد بررسی قرار گرفتند. از مجموع 299 نفر دانشجوی مورد مطالعه 9/64% دختر و 1/35% پسر بودند. میانگین سنی افراد مورد مطالعه 3/21 سال باانحراف معیار14/0 بود. براساس آزمون افسردگی بک، از مجموع افراد مورد بررسی 5/55% بدون افسردگی، 1/32% افسردگی خفیف، 11% افسردگی متوسط و 3/1% افسردگی نسبتاً شدید یا شدید بودند. براساس مقیاس نگرش مذهبی دو بعدی آلپورت، مذهب در 7/8% افراد مورد بررسی بیرونی و در3/91% درونی شده است. و با توجه به تقسیمبندی دیگر در مورد نگرش مذهبی 9/70% مذهبی، 4/21% تاحدودی مذهبی و 7/7% کم مذهبی میباشند. آزمون آماری کااسکوئر نشان داد از نظر میزان افسردگی، در دختران و پسران اختلاف معنیدار آماری وجود ندارد (05/0< (P. برای بررسی وجود یا عدم وجود همبستگی بین میزان افسردگی و نگرش مذهبی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتیجه نشان داد که بین این دو، همبستگی معکوس وجود دارد به این ترتیب که با بالا رفتن نگرش مذهبی، میزان افسردگی کاهش مییابد (05/0>P). همچنین آزمون کا اسکوئر نشان داد که شدت افسردگی با نگرش مذهبی ارتباط معنیدار آماری دارد و در افراد کم مذهبی میزان افسردگی بیشتر از افراد مذهبی است (05/0>P).
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر میزان اعتقاد به ارزشهای مذهبی و جمع گرایی بر سطح خود-کنترلی هیجانی بود. در این مطالعه افراد با خود-کنترلی هیجانی بالا، افرادی هستند که در بیان احساسات و عواطف خود دارای توانایی میباشند. گروه نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 206 دانشجو (107دختر و 99پسر) بود که به شیوه خوشهای تصادفی از چهار دانشکده علوم پایه، علوم تربیتی و روان شناسی، مهندسی و علوم انسانی دانشگاه شیراز انتخاب گردیدند (میانگین سنی گروه نمونه برابر8/21 و انحراف معیار آن 5/3بود). ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس ارزشهای آسیایی بود که ضریب آلفا برای سه متغیر ارزشهای مذهبی، ارزشهای جمع گرایی و خود-کنترل هیجانی موجود در این مقیاس به ترتیب برابر 92/0، 64/0، 68/0بود. پس از تکمیل این مقیاس توسط گروه نمونه، اطلاعات حاصل به روش تحلیل واریانس چند طرفه (ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. لازم به ذکر است که گروه نمونه مورد مطالعه در دو متغیر میزان اعتقاد به ارزشهای مذهبی و جمع گرایی به سه گروه اعتقادی بالا، متوسط و پایین تقسیم شدند و سپس مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس سه طرفه جنسیت (دختر و پسر)، میزان اعتقاد به ارزشهای مذهبی (بالا، متوسط وپایین) و ارزشهای جمع گرایی (بالا، متوسط و پایین) (ANOVA 2×3×3) برای سطح خود-کنترلی هیجانی، حاکی از آن بود که خود-کنترلی هیجانی پسران به طور معنیداری بیشتر از دختران است (F (1,203) =5.01,P
سالخوردگی آخرین دوره یک چرخه زندگی عادی است.دراین دوره اغلب و نه لزوماً افت کارکردهای شناختی و اختلالات خلقی باهردهه افزایش عمر افزایش مییابد. کفایت درمانهای دارویی به لحاظ تداخل با رژیم پزشکی سالمند مورد تردید واقع است. در این سنین توجه به منابع درونی نظیر باورها اعتقادات و روشهای مقابله مذهبی با شرابط سالمندی از اهمیت ویژهای برخوردار است. به نظر میرسد اعتقادات و عملکردهای مذهبی در دوره سالمندی نقش مهمی در پر کردن فضای خالی زندگی معنیدهی به حیات و غلبه براحساس پوچی و تنهایی دارد. روشها: به منظور بررسی رابطه نگرش و عملکرد دینی سالمندان مقیم خانه سالمندان با میزان افسردگی آنها پژوهش حاضر اجرا گردید. آزمودنیها 70 نفرسالمند مرد و زن بودند که بهطور تصادفی از دو آسایشگاه اصفهان انتخاب شدند.وسیله سنجش متغیرها عبارت از مصاحبه روانشناختی آزمون افسردگیHRSD و مقیاسهای سنجش نگرش وعملکرد دینی سالمندان بود.روشهای تحلیل دادهها ضریب همبستگی چند متغیره و آزمون t است.ابتدا با سالمندان جهت برقراری رابطه عاطفی و جلب اعتماد و همکاری مصاحبه انجام میشد و طی آن آزمونهای مذکور توسط آزمونگر تکمیل میگردید. علاوه بر تحلیل ضریب همبستگی گروه مورد مطالعه براساس میزان افسردگی در HRSD سرند شده و دو گروه انتهایی با بالاترین و پایینترین میزان افسردگی نیز جدا شدند.دو گروه اخیر از لحاظ متغیرهای مورد برررسی مقایسه شدند. نتایج: تحلیل دادهها حاکی است بین میزان نگرش و عملکرد دینی سالمندان با میزان افسردگی آنها ضریب همبستگی معنیدار معکوس وجود دارد (05/0>p). بین عملکرد و نگرش دینی نیز همبستگی مثبت معنیدار وجود داشت (05/0p).بین سن تعدادفرزندان سالمندومدت اقامت در آسایشگاه با متغیرهای افسردگی نگرش و عملکرد دینی رابطه معنیداری دیده نشد. بحث: علیرغم شرایط موسسهزدگی و فقدان روابط عاطفی اجتماعی و همچنین از دست دادن نقشهای فعال اجتماعی افت قوای جسمی و کارکردهای شناختی لیکن اعتقادات نگرشها و عملکردهای دینی عامل مهمی در سازگاری با پیامدهای سالخوردگی و تأمین بهداشت روانی سالمند است. مذهب در سطوح شناختی و رفتاری منبع با اهمیتی در هدفمند دانستن هستی و احساس حمایت و غلبه بر یأس و افسردگی است.
ذکر، به معنی در دل و زبان به یاد خدا بودن است. ذکر توحیدی، که براساس قرآن کریم موجب آرامش و اطمینان قلب میشود، فرآیند روان شناختی مهمی است که تاکنون از دیدگاه روان شناسی مورد بررسی قرار نگرفته است. در آیات و روایات متعدد، توصیه به ذکر کثیر شده است. همچنین توصیه شده است که انسان صبحگاهان و شب هنگام، در خوشی و ناخوشی، و در همه حال به یاد خداوند باشد. با توجه به اهمیت ذکر توحیدی در تعالی روانی انسان، پرسشنامه گرایش به ذکر توحیدی تهیه و مراحل مربوط به ساخت و اعتباریابی آن انجام شد. پس از بررسی اعتبار صوری، پرسشنامه در مورد 47 نفر از آقایان و 82 نفر از خانمهای دانشجوی دانشگاه اصفهان اجرا گردید. ضریب کرونباخ آلفا، به عنوان ملاک همسانی درونی پرسشنامه، 87% به دست آمد. بررسیهای بعدی نشان دادند که از نظردانشجویان رایج ترین زمان برای ذکر، بعد از نماز و هنگام گرفتاریها و مشکلات میباشد، و رایج ترین مکان ذکر، هر مکانی و بعد از آن مسجد است. رایج ترین ذکرها در دانشجویان، به ترتیب عبارت بودند از: صلوات، تسبیحات حضرت زهرا (ع)، اسامی خداوند، آیههای معروف قرآن و سایر ذکرهای رایج. اگر چه تشابه قابل توجهی در ویژگیهای ذکر توحیدی در دانشجویان دختر و پسر به دست آمد، اما میزان گرایش به ذکر توحیدی، به طور معنیداری در خانمها، بیشتر از آقایان بود (01/0>P). همچنین گرایش به ذکر توحیدی، در دانشجویان متأهل بیشتر از دانشجویان مجرد بود، اگر چه تفاوت از نظرآماری معنیدار نبود. سایر نتایج و بحث درباره آنها در اصل مقاله مطرح خواهدشد.