ذکر، به معنی در دل و زبان به یاد خدا بودن است. ذکر توحیدی، که براساس قرآن کریم موجب آرامش و اطمینان قلب میشود، فرآیند روان شناختی مهمی است که تاکنون از دیدگاه روان شناسی مورد بررسی قرار نگرفته است. در آیات و روایات متعدد، توصیه به ذکر کثیر شده است. همچنین توصیه شده است که انسان صبحگاهان و شب هنگام، در خوشی و ناخوشی، و در همه حال به یاد خداوند باشد. با توجه به اهمیت ذکر توحیدی در تعالی روانی انسان، پرسشنامه گرایش به ذکر توحیدی تهیه و مراحل مربوط به ساخت و اعتباریابی آن انجام شد. پس از بررسی اعتبار صوری، پرسشنامه در مورد 47 نفر از آقایان و 82 نفر از خانمهای دانشجوی دانشگاه اصفهان اجرا گردید. ضریب کرونباخ آلفا، به عنوان ملاک همسانی درونی پرسشنامه، 87% به دست آمد. بررسیهای بعدی نشان دادند که از نظردانشجویان رایج ترین زمان برای ذکر، بعد از نماز و هنگام گرفتاریها و مشکلات میباشد، و رایج ترین مکان ذکر، هر مکانی و بعد از آن مسجد است. رایج ترین ذکرها در دانشجویان، به ترتیب عبارت بودند از: صلوات، تسبیحات حضرت زهرا (ع)، اسامی خداوند، آیههای معروف قرآن و سایر ذکرهای رایج. اگر چه تشابه قابل توجهی در ویژگیهای ذکر توحیدی در دانشجویان دختر و پسر به دست آمد، اما میزان گرایش به ذکر توحیدی، به طور معنیداری در خانمها، بیشتر از آقایان بود (01/0>P). همچنین گرایش به ذکر توحیدی، در دانشجویان متأهل بیشتر از دانشجویان مجرد بود، اگر چه تفاوت از نظرآماری معنیدار نبود. سایر نتایج و بحث درباره آنها در اصل مقاله مطرح خواهدشد.
بانک مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی
در این بخش میتوانید مقالههای همایش و مقالههای کنفرانسی را بر اساس عنوان، نویسندگان، موضوع، نوع مقاله و زبان مرور و جستجو کنید.
نتایج
فهرست مقالههای همایش
هر رکورد شامل عنوان، خلاصه، نویسندگان و مسیر ورود به صفحه داخلی همان مقاله است.
Stress a multidisciplinary symposiumسمپوزیوم استرس
هدف از اجرای این پژوهش تعیین رابطه بین نگرش مذهبی، پاسخهای مقابله و سلامت روان بود که روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد اجرا گردید. تعداد کل دانشجویان این دانشگاه 1300 نفر بود که از بین آن ها200 نفر به صورت تصادفی انتخاب گردیدند، ابزار مورد استفاده در این پژوهش 4 نوع آزمون بود که عبارتندازالف) آزمون مقابله مذهبی «خودساخته» ب) آزمون سلامت عمومی GHQ-28 (گلدبرگ و هیلر، 1972). ج) آزمون نگرش سنج مذهب (گلریز و براهنی، 1353). د) آزمون پاسخهای مقابله (بیلینگز و موس، 1981). روش آماری مورد استفاده در این پژوهش ضریب همبستگی«پیرسون» و آزمون«خی دو» بود. نتایج به دست آمده نشان داد که رابطه معنیداری بین نگرش مذهبی با سن و جنس وجود دارد. امادر مورد متغیرهای رشته تحصیلی و وضعیت تأهل چنین رابطهای به دست نیامد. همبستگی بین نگرش مذهبی و سلامت روان در مقیاسهای افسردگی، کارکرداجتماعی، اضطراب و علائم جسمانی به ترتیب برابر بود با 65/0-63/0-70/0-64/0 که نشان از بالا بودن همبستگی نگرش مذهبی و سلامت روان دارد. در قسمت دیگری از این پژوهش همبستگی نگرش مذهبی و سلامت روان در آزمونهایی که نمرهGHQ در آنها بیشتر از 22 بود برابر با 42/0و در آن هایی که کمتر از 22بود برابر با71/0- به دست آمد که نشان میدهد افراد با نگرش مذهبی بیشتر از سلامت روانی بهتری برخوردارند د ر قسمت دیگری نمره آزمون نگرش سنج مذهب به سطوح مختلف از صفر تا 5 (پایثین ترین و بالاترین نمره در این آزمون) طبقهبندی گردید و همبستگی نگرش مذهبی با سلامت روانی در هر سطح مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه قابل تأملی که در این قسمت به دست آمد این بود که هر چه میزان نگرش مذهبی در فرد بیشتر میشد، همبستگی سلامت روان و نگرش مذهبی هم افزایش مییافت اما این همبستگی از سطح معینی به بعد (نمره 75/3 به بالا) نتیجه معکوس داد و هیچ گونه همبستگی بین نگرش مذهبی و سلامت روان به دست نیامد. همچنین در قسمت دیگری از این پژوهش همبستگی بین نگرش مذهبی و پاسخهای مقابله مورد بررسی قرار گرفت. همبستگی به دست آمده از این رابطه برابر76/0 به دست آمده از تعداد کل آزمودنیها 65% در مقابل استرسهای شدید از مقابله مذهبی35% از مقابله غیر مذهبی استفاده کرده بودند بیشترین مقابله مذهبی مورداستفاده آزمودنیها توکل و استعانت از خداوند و کمترین آن طلب مغفرت از خداوند بود. نهایتاً این که آزمودنی هاییکه نگرش مذهبی در آنها بیشتر بود از شیوه مقابله متمرکز برهیجان نسبت به شیوه مقابله متمرکز بر مسئله بیشتر استفاده کرده بودند. اما این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (لازم به ذکر است به دلیل این که آزمون GHQ در جهت عدم سلامتی است بنابراین همبستگی بین نگرش مذهبی در آزمون مذکور منفی و معکوس خواهد بود یعنی هر چه باورهای مذهبی در فرد بیشتر باشد نمره او در آزمون GHQ کمتر و هر چه باورهای مذهبی در فرد کمتر باشد نمره او در آزمون GHQ بیشتر خواهد بود به همین دلیل است که همبستگی به دست آمده در این پژوهش منفی است. )
علیرغم تمام پیشرفتها و تسهیلات، مشکلات بهداشت روانی به عنوان معضلی برای خانوادهها، سازمانها و جوامع، رو به افزایش است و انسان امروز، مغموم و پریشان به قلههای فتح شده خواسته هایش خیره شده و با آگاهی به این یقین رسیده که بدون معنویت تنها میماند و در گرداب فنآوری به فنا میرسد. تلاشهای اخیرAPA برای استقرار یک روان شناسی مثبت که متمرکز بر عوامل موثر در سلامت روانی میباشد، منجر به توجه بیشتر متخصصان به معنویت و رفتارهای مذهبی شده است. نیلسن (2000) مطرح میکند که حداقل یک روان شناس برجسته (میرز، 2000) اثرات مذهب را در ارتقاء بهداشت روانی گزارش داده است. مانسون (1998) با مرور جامعی از بررسیها، دعا را یکی ازرفتارهای مذهبی مرتبط با سلامت و تندرستی گزارش میدهد. دعا در لغت به معنی صدا زدن و به یاری طلبیدن و گفتگو با حق تعالی در طلب حاجت و درخواست حل مشکلات از درگاه اوست. دعا ازیک نظر عملی مستقل، عبادتی به ذاته مطلوب و از گران بهاترین پرستش هاست که از آن به (مخ العباده: مغز پرستش) تعبیر شده و از نظر دیگر وسیله برآمدن خواستهها، سبب رسیدن به هدفها و دارای آثار و فوائد و ثمرات فراوانی است (آیت ا... مشکینی، 1370). هر چند در مورد رابطه دعا و نیایش با عملکرد شغلی بررسی محدودی انجام گرفته است ولی با توجه به رابطه دعا با سلامت روانی که عاملی مهم در عملکرد شغلی میباشد و همچنین گزارش گریفین (1999) مبنی بر بهبود عملکرد جسمی و روانی توسط ایمان و اعمال مذهبی میتوان انتظاریافتن چنین رابطهای را داشت. هدف از بررسی حاضر تعیین رابطه بین دعا با سلامت روانی و عملکرد شغلی کارکنان یک مجتمع صنعتی است. برای آزمون فرضیهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تی استفاده شده است. جهت سنجش سلامت روانی از GHQ-28 و برای عملکرد شغلی و دعا از پرسشنامههای محقق ساخته استفاده گردید. به منظور تعیین پایایی با روش بازآزمایی و حجم نمونه در یک بررسی راهنما، 30 نفر از کارکنان به طور تصادفی انتخاب و پس از دو هفته مورد آزمون مجدد قرار گرفتند. ضرایب پایایی پرسشنامههای GHQ، دعا و کارآیی با روش بازآزمایی، به ترتیب، 94/0، 86/0 و 72/0 به دست آمد. حجم نمونه نیز با خطای 4درصد 306 نفر تعیین شد. بررسی نهایی در حال اجرا بوده و نتایج متعاقباً اعلام خواهد شد.
سابقه و هدف: خشونت علیه زنان به علل متعدد در اکثر جوامع وجود داشته و زنان راهکارهای مختلفی را جهت مقابله با آن اتخاذ مینمایند. این مقاله به نقش باورهای دینی درخشونت خانوادگی علیه زنان میپردازد. مواد و روشها: طی یک پژوهش کیفی و با استفاده از روش بحث گروهی متمرکز (FGD)، دیدگاه زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان سمنان در مورد خشونت خانوادگی بررسی شد. حجم نمونه 120 نفر تعیین شد که در 12 جلسه 12-6 نفره در بحث شرکت نمودند. دادهها بر اساس اهداف مطالعه، کد گذاری و طبقه بندی شد و یافتههای هر گروه از اطلاعات طبقه بندی شده مورد تفسیر قرار گرفت. یافتهها: مهمترین عوامل مستعدکننده خشونت علیه زنان در خانواده، از طرف زنان به دلیل چشم و هم چشمی، حاضر جوابی، عدم تمکین در روابط جنسی با شوهر، غرغر کردن و ایرادگیری و از طرف مردان بیکاری، اعتیاد، دهن بینی ودخالت اطرافیان، خودمحوری مرد و پیروی از الگوهای مردسالارانه، غرور ولجبازی، وتعدد زوجات میباشد. نمونهها چندین روش مقابلهای ذکر نمودند. توسل به خدا و ائمه، وضو گرفتن، نمار خواندن، دعا کردن، پرداختن به کارهای خانه، کمک و راهنمایی خواستن از بزرگان خانواده و مراجعه به مراکز مشاوره از روشهای مقابلهای موثر و کارآمد معرفی گردید. و روشهای مقابله به مثل، قهر به مدت طولانی، ترک خانه و رفتن به خانه پدری، شکستن لوازم منزل جهت تخایه عصبانیت، در دل ریختن و سکوت مداوم در مقابل خشونت و پرخاشگری مرد، جزو روشهای مقابلهای غیر موثر وغیر کارآمد ذکر شد. بحث: کنترل فقر و اعتیاد،مقابله با تجمل گرائی و تشویق فرهنگ ساده زیستی،اصلاح الگوهای مردسالارانه، توجه بیشتر به حقوق زنان و رعایت آن از طرف مردان، بالا بردن فرهنگ فردی و اجتماعی، تقویت اعتقادات مذهبی و خداترسی میتواند در زمینه کنترل خشونت در خانواده مفید باشد.
مقدمه و هدف: امروزه کسی نیست که در خصوص مضرات و آثار سوء سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر شکی داشته باشد، همچنین بحران اعتیاد در کنار 3 یحران دیگر جهان ( 1-بحران نابودی محیط 2-بحران تهدید اتمی 3-بحران فقر) به عنوان مسئله روز جهانی درآمده است، متاسفانه دامنه این بحران کشور ما را نیز گریبانگیر خود کرده است. هدف از این تحقیق بررسی نقش دین و علم در درمان اعتیاد میباشد. روش تخقیق: دراین بررسی تعداد 50 نفر از معتادان خود معرف به کلینیک ترک اعتیاد مورد مطالعه قرار گرفت و ابزار تحقیق در این بررسی مصاحبه و پرسشنامه بود. یافتههای پژوهش: با توجه به آنالیز آماری، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه نتایج زیر حاصل شد: 20% از معتادان که اعتقادات دینی خئبی داشتند وبه اتفاق یکی از اعضای خانواده مراجعه کرده بودند، توانستند در یک دوره زمانی یکماهه سم زدایی شده واعتیاد خود را ترک کنند و 80% معتادان که از نظر اعتقادات دینی ضعیف بودند وبدون حمایت خانواده و تنها مراجعه کرده بودند، عود مجدد داشتند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهشی این بررسی نشان میدهد معتادانی که از نظر اعتقادات دینی خوبی برخوردار بودند و به همراه یکی از اعضای خانواده اقدام به ترک اعتیاد خود کرده بودند نسبت به بقیه در ترک اعتیاد خود موفق تر بودند.
تاریخ بشر در اعصار مختلف گواهی از وجود موادی میدهد که مصرف آن باعث تغییراتی در رفتار وایجاد هیجان مصرفکننده میشده است. و در زمان ما مسئله مواد مخدر شکل مخاطره آمیز و کاملاً پیچیده به خود گرفته ودر عین حال گسترش جهانی یافته است.اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیانهای جدی و خطرناک از قبیل ابتلا به بیماریهای عفونی واگیردار همچون ایدز، هپاتیت، سل عوارض و مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت، فقر و تنگدستی و ...را به دنبال دارد. طبق گزارش برنامه کنترل مواد مخدر درسطح بین الملل سازمان ملل متحد (UNDCP) در اواخر دهه 1990، 180 میلیون نفر در سراسر دنیا معادل 4/2 درصد افراد بالای 15 سال مواد مخدر غیر قانونی مصرف کردهاند. آمار معتادان در شرق و کشورهای جنوب شرقی آسیا رو به افزایش است. همچنین طبق بررسیهای الگوهای مصزف مواد مخدر در ایران در سال 1377 نزدیک 81% جمعیت مورد مطالعه مصرفکننده مواد مخدر، درفاصله سنی 20 تا 44 سال قرار داشتهاند. بنابراین در این مقاله قبل از هر چیز با انواع مختلف مواد آشنا میشویم وسپس به راههای پیشگیری ودرمان آن از طریق علمی و مذهبی میپردازیم. روش کار: این بررسی شرح حال صد نفر از معتادان یکی از مراکز درمانی استان آذربایجان شرقی که به انواع مواد روی آورده و در جامعه معتاد شناخته شده و یک بیماری که مستلزم درمان است میپردازد. در این پژوهش متویط سن شروع اعتیاد 25 سال ذکر شده و از این افراد بیش از 50% بین 40-20 سال سن داشتهاند. طبق نتایج به دست آمده در 60% مورد عامل اصلی روی آوری افراد به مواد مخدر دوستان ومحیط نامناسب بوده و این عامل خود در بازگشت اعتیاد مجدد نقش بسزایی دارد. همچنین در این مطالعه اولین ماده مصرفی توسط معتادان که به آن اشاره شده است سیگار بوده که 85/19 درصد افرار قبل از اعتیاد به مواد مخدر سیگار مصرف میکردهاند. یافتهها: از یافتههای به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که انتخاب دوست ومعاشر با توجه به محل سکونت فرد بوده ونوع دوستان را میتوان نمودی از شرایط محیطی وخانوادگی فرد تلقی کرد. وباید توجه داشت که در مورد پدیدههای اجتماعی نظیر اعتیاد، یک عامل به تنهایی نقش چندانی ندارد. یکی از مسایلی که قبل از بررسی نقش دوستان در گرایش به مواد باید مورد توجه قرار گیرد، سن شروع مصرف سیگار به عنوان پیش آیند مصرف مواد مخدر است. از دیگر یافتههای این بررسی درصد بالای مصرف تریاک ونوع مصرف آن ودرصد معتادان به هرویین است وهمچنین درمان نامناسب اعتیاد توسط پزشکان ناوارد و ایجاد عوارض سوء برای افراد، ترس از اطلاع یافتن خانواده از اعتیاد فرد در هنگام اعتیاد و عدم شناخت معتادین از پزشکان متخصص رازدار ومورد اعتماد وعدم اطلاع از داروهای مصرفی درحین درمان، امکانات ناکافی برای هزینه درمان ونیز سستی اعتقادات مذهبی، یاس و ناامیدی در زمان درمان و ترک اعتیاد نتایج دیگر این مطالعه هستند که این عوامل باعث میشود فرد علی رغم میلش به مصرف مواد مخدر ادامه دهد. بحث: اعتیاد به مواد یکی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جامعه محسوب میشود واین بررسی نشان میدهد که رویکرد پیشگیری نیز بایستی در کنار رویکرد درمانی مورد توجه قرار گیرد.اعتیاد بیماری پیش روندهای است که همواره به زندان، بیمارستان ومرگ زودرس ختم میشود مگر آن که کنترل و مهار شود ودر صورت اقدام به درمان، از راههای صحیح وبا استفاده از پزشکان وافراد متخصص نسبت به درمان آن اقدام گردد. بنابراین درمان فرد معتاد یک فرآیند است و از زمانی شروع میشود که فرد مصرفکننده مواد مخدر به مراکز درمانی مراجعه میکند و تحت یک برنامه درمانی خاص قرار میگیرد واین برنامه ممکن است تا زمانی که فرد به بهبودی کامل دست یابد ادامه داشته باشد. نکته مهم در درمان این است که به فرد معتاد به عنوان یک انسان ویک عضو جامعه که در حال حاضر نیازمند کمک است نگریسته شود نه مانند فرد خاطی مجرم وگناهکار که مستوجب کیفر و یا دلسوری است و دولت جمهوری اسلامی بایستی برای درمان معتادان هزینهای را در نظر بگیرد تا افراد بیبضاعت که در دام اعتیاد اسیر شده اند بتوانند در مراکز درمانی دولتی یا درمانگاههای خصوصی تحت معالجه اساسی قرار گیرند. این بررسی نشان میدهد دین واعتقادات مذهبی میتواند در درمان اعتیاد نقش مهمی داشته باشد و افرادی که در خانواده مذهبی پرورش نیافته اند با یک لغزش و به علت سستی ایمان و خلاءای که در وجود خود احساس مینمایند دچار وسوسه شیطان شده و در نتیجه برای پر کردن این خلاء به این مواد روی میآورند.لذا بر این اساس متخصصین باید به درمان روح و روان معتادین اقدام نمایند و اعتقادات مذهبی را در آنها تقویت نمایند.
برای مطالعه هماهنگی و مطابقت اجتماعی بر ابراز آزادانه نگرشهای مذهبی، 60 نفر دانشآموز دبیرستانی (30 دختر و 30 پسر) با متوسط سن 17 سال بطور تصادفی برای این مطالعه انتخاب شدند. برای حذف اثر فشار برای انطباق اجتماعی از 50 درصد از نمونه خواسته شد که نگرشهایشان را در پاسخنامه بدون قید نامشان ابراز دارند، از نیمی دیگر خواسته شد که نامشان را در پاسخنامه قید نمایند. انتظار میرفت که گروه دوم هماهنگی و انطباق بیشتری با با ارزشهای اجتماعی و باورهای مذهبی نسبت به گروه بدون نام در پاسخنامه نشان دهند. نگرشهای مذهبی با مقیاس نگرشهای مذهبی ارزیابی شد که در سال 1970 به زبان فارسی تهیه شده است. تحلیل واریانس چند متغیره تفاوتی معنیدار را بین گروهها نشان نداد. همچنین تفاوتی بین زیر گروهها در میزان ابراز باورهای مذهبی مشاهده نشد. گرچه تفاوت معنیداری بین گروهها از نظر باورهای مذهبی مشاهده نشد، تفاوت معنیداری بین پسرها و دخترها در مورد بعضی از آیتمها مشاهده شد.