آزمون معبد دارای 25 ماده است که عمل به باورهای دینی را اندازه میگیرد. مواد آزمون در چهار حوزه عمل به واجبات عمل به مستحبات، فعالیتهای مذهبی (عضویت در گروههای مذهبی و.. . ) و در نظر گرفتن مذهب در تصمیم گیریها و انتخابهای زندگی قرار دارد. سوالات آزمون با توجه به رفتارهای دینی رایج در جوانان متدین به اسلام انتخاب شده است. هر سوال پنج گزینه دارد که از صفر تا چهار نمرهگذاری میشود. بدین ترتیب کمترین نمره کل صفر به معنی عمل نکردن به هیچ یک از باورهای دینی و بیشترین نمره صد (100) نشان دهنده عمل به همه باورهای دینی به حساب میآید. آزمون معبد با 894 دانشجو (621 دختر و 273پسر) و53 جوان زندانی (25دختر و 28پسر) جمعاً 947 نفراجرا شده است. برای بدست آوردن ویژگیهای روان سنجی آزمون و نیز رابطه عمل به باورهای دینی با ویژگیهای شخصیت و سلامت روان، فرم 90 سوالی آزمون EPQ، پرسشنامه SCL-90 و چک لیست بهداشت روانی MHC (پرآمووکومار، 1992) نیز با مطالعه آزمون معبد به آزمودنیها داده شده است. نتایج: الف) ویژگیهای روان سنجی - پایایی (Reliability) * از طریق باز آزمایی (Retest) 76% * از طریق دو نیمه کردن (Split) 91% ضریب α کرونباخ 94% - اعتبار (Validity) آزمون دارای اعتبار محتوا (صوری و منطقی) بالاست، اعتبار وابسته به ملاک آن از طریق مقایسه افراد مذهبی و غیر مذهبی (دستهبندی همسالان، دستهبندی مربیان و تفاوت نمرههای رندانیان با جوانان مذهبی) با ضریب اعتبار 84%-78% و اعتبار سازه (تفاوت ویژگیهای شخصیتی در آزمونEPQ با توجه به پژوهشهای انجام شده در این زمینه (P
چکیده فارسی
تحقيقات حاکی از آن است که مفهوم خدا در نزد کودکان و نوجوانان با تفاوتهای فاحشی همراه میباشد و ادراک کودکان از مفهوم خدا در فرآيند رشد دستخوش تحولاتی میگردد. بر اساس پژوهشهای انجام شده تصور کودکان از خدا در فرآيند رشد و تحولات آن از حالت فيزيکی به نيمه فيزيکی و نهايتاً به حالت غيرفيزيکی يا انتزاعی تغيير میيابد. تشخيص چگونگی شکل گيری مفهوم خدا، يا به عبارت ديگر نحوه ادراک کودکان سنين مختلف از مفهوم خدا مسأله اساسی است که اين پژوهش پيرامون آن به تحقيق پرداخته است. فرض عمده تحقيق آن است که کودکان در سنين مختلف به شيوههای متفاوت مفهوم خدا را ادراک مینمايند. حجم نمونه پژوهش حاضر 181 کودک 3 تا 13 ساله دختر و پسر است که به شيوه تصادفی خوشهای از بين مهدهای کودک، دبستانها و مدارس راهنمايی ناحيه يک آموزش و پرورش شهر شيراز انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمودنیها خواسته شد تا تصوير خدا را بر روی صفحات کاغذA4 ترسيم نمايند. آن گاه نقاشیهای کودکان بر اساس مقطع سنی، جهت تحليل مفهومی طبقه بندی گرديد. تجزيه و تحليل نقاشیهای کودکان مورد مطالعه در اين پژوهش نشان داد که مفهوم خدا نزد کودکان سنين مختلف به گونهای متفاوت ادراک میشود، بدين معنی که کودکان خردسال خدا را به صورت آنتروپومورفيک، کودکان بزرگتر به شيوه سمبليک و نوجوانان آن را به صورت انتزاعی ادراک میکنند. نتايج اين پژوهش میتواند راهکارهای علمی و عملی مناسبی جهت برنامه ريزان درسی فراهم آورد، تا با دقت نظر لازم در تدوين کتب درسی در سنين مختلف از نمادهای متناسب با سطوح تحول آنان استفاده نمايند.
نویسندگان
خانم فریبا خوشبخت، دکتر محمدمزیدی
موضوع
|
کلیدواژههای فارسی
مفهوم خدا، ادراک آنتروپومورفيک، ادراک سمبليک، ادراک انتزاعی، روان شناسی، رشد شناختی